۱۳۸۷ فروردین ۵, دوشنبه

به سوی حق

اولین نوشته هست، پس به نام خدا

و سلام.
خوب باید بگم نوشتن برام بینهایت سخته،چون مدتهاست که چیزی ننوشتم و مدتهاست که قصد دارم بنویسم، اما می خواستم کلی
برنامه ریزی کنم و بعد شروع کنم
اما الان دقیقا بدون کوچکترین برنامه ریزی تصمیم گرفتم شروع کنم و از دنیای کوچیک و بزرگ پیرامونم بنویسم.
البته این شروع یه دفعه ای دلیل بزرگی داشت.
و اون اینکه دیشب، بعد از 2ماه که هرروز یکی ازخوانندگان پروپاقرصhttp://www.shahiin.com/ آقا شاهین بودم،با ایشون به طور زنده صحبت میکردم که پیشنهاد کردن وبلاگ نویسی رو شروع کنم.که کمی تو فکر رفتم که چگونه شروع کنم.
تا اینکه امروز صبح قرار بود با پدرم برای پیگیری دعوت نامه ای که از دوستمون از عربستان داشتیم بریم سفارت.
باورم نمیشد یک دفعه ای برای بار دوم خدا طلبیده باشتم که اول سالی برم خونه خدا.تا اینکه بهمون ویزا دادن و تا 2روز دیگه مسافریم به سوی حق.تو راه برگشت با خودم گفتم رسیدم خونه حتما شروع به نوشتم می کنم.
آرزو می کنم قسمت همه آدمها بشه چه اونهایی که دلشون می خوتد چه اونهایی که دلشون نمی خواد.
آخه بار اولی که قسمتم شد برم با همکلاسی های دانشگاهم دوست داشتم برم اما دلم نمی خواست.نرسیده اونجا دوست داشتم برگردم
با اینکه تنها تا حالا زیاد سفر کردم ، اما بهم سخت گذشت.احساس خوبی نداشتم و همش دلتنگ بودم، نمونه دلتنگیم رو در وبلاگ قبلیم آزادو رها نوشتم.http://ghoghnooseraha.parsiblog.com/79544.htmما حالا که بار دوم هست تازه حس رفتن رو و رسیدن رو می فهمم.تا یادم می افته اشک تو چشام پر میشه.
این اولین نوشته قبل سفرم به سوی خانه خدا هست.انشالله نوشته بعدی بعد از سفر 12 روزم به خانه خدا هست.

پ.ی: دعاگوی تک تک دوستانم در این دنیای عجیب هستم.

هیچ نظری موجود نیست: